پنجشنبه 29 شهریور1386
آقا احسان عروس می شود
خوب بگذریم. به عکس زیر خوب دقت کنید می شناسید کیه؟
بله این عکس آقا احسان هست که چند روز پیش عروس شد.
راستش توی خونه تنها بودم. رفتم طرف کمد لباس احسان جون و هوس کردم لباسهای زمستونیش رو تنش کنم ببینم اندازه هست یانه که آقا احسان چشمش به این لباس افتاد و خواست بپوشه من هم تنش کردم و بردمش خونه با بابرزگش و اونجا براش یه مراسم مفصل گرفتیم جاتون خالی( لطفا به طلا و جواهرا ت عروس خانم دقت کنید"عاریه هست")![]()
![]()
![]()
شنبه 17 شهریور1386
شنبه 17 شهریور1386
آقا احسان و عکساش
سه شنبه 13 شهریور1386
آقا احسان نه ماهه شد!
آخه احسان دیگه بزرگ شده و حالا خیلی کارهای جدید یاد گرفته
مثلا یه حرفهایی می زنه که نه خودش می فهمه چی می گه و نه من![]()
و البته همانطور که قبلا گفتم علاوه بر فوتبالیست بودن راننده ماهریه و با سرعت تمام روروک سواری می کنه و البته به هر سوراخی سر می کشه و فضولی می کنه![]()
غذا رو خوب می خوره ولی با قطره آهن موافق نیست خیلی غذاب می کشه
تا یه قطره بخوره ولی برعکس به انواع بند علاقه منده مثل بند لباس یا سیم تلفن یا نخ یا ........... بندها رو پشت دندوناش می اندازه و شروع می کنه به کشیدن. می ترسم یه دفعه دندوناش از جا در بیاد
و همچنین علاقه عجیبی به خراب کاری و پرتاب کردن انواع و اقسام اسباب بازی داره. خدا به دادم برسه
با وجود اینکه روروک سوار ماهریه ترجیح می ده به جای کالسکه سوار زنبیل بشه این هم یه عکس اززنبیل سواری
شنبه 10 شهریور1386
آقا احسان و بوف ف ف ف ف !
در رنگ ها و طرح های مختلف کوچک و بزرگ توپ داره و در هر شرایطی با
توپ آروم می شه حتی اگه آخر شب داشته باشه خواب بره یا صبح زود که تازه
ازخواب بیدار شده باشه!![]()
البته پسرم بزرگ شده و دیروز برای اولین بار پلو با ماست خورد و نا
گفته نمونه که پیش بند و لباس و زیرانداز مخصوص غذاخوری و تمام سروصورت هر
دومون پر از ماست شده بود.آخه آقا زاده ما دوست داره خودش غذا بخوره بنابراین
پس از هر وعده غذا یه دوش من می گیرم و لباسمو عوض می کنم ویه دور هم اون
میره حموم
واینم عکس بعد از حمام

