سه شنبه 22 مرداد1387
لبیک اللهم لبیک
بدان که خدای تعالی در ظاهر،
کعبه ای بنا کرده که او از سنگ و گل است و
در باطن کعبه ای ساخت که از جان و دل است .
آن کعبه ساخته ی ابراهیم خلیل است و
این کعبه بنا کرده ی رب جلیل .
آن کعبه ی حجاز است و این کعبه ی راز است .
حضرت محمد مصطفی آن کعبه را از بتان پاک کرد ،
تو این کعبه را از اصنام هوی و هوس پاک گردان
خواجه عبدالله انصاری
سلام خدمت همه دوستای گل وبلاگی. چند وقتی نبودم و حالا اومدم براتون بگم که کجا رفته بودم. خدا قسمتتون کنه تا جوونید برید و از نزدیک حرم پیغمبر و قبرستان بقیع و کعبه رو ببینید و لذت عبادت در سرزمین وحی را بچشید.
بی سر و سامان توام مدینه
دست به دامان توام مدینه
این دل من تاب و توان ندارد
زدوریت مرده و جان ندارد
ببخشید بدون خداحافظی رفتم. حقیقت اینکه خیلی یکدفعه ای شد. شاید باور نکنید کمتر از ۱۲ ساعت مونده به پرواز خبردار شدم که باید ساک ببندم و عازم بشم. از طرف دانشگاه می رفتیم و خانوادگی قرار شد که بریم ولی همه اصرار داشتند که آقا احسان رو بگذاریم ایران بمونه . ما هم همین کار را کردیم و گل پسر را تنها گذاشتیم وبه اتفاق همسر گرامی یه ماه عسل حسابی رفتیم جای همتون خالی![]()
توی این ۱۵ روز آقا احسان ما خودبه خود البته با کمک مامان بزرگش از شیر هم باز شد و الان فقط شیر پاستوریزه می خوره و تازه کلی بزرگ شده و تقریبا همه کلمات رو ادامی کنه البته با لهجه خودش و خیلی شیرین و با مزه.
من و بابایی هم واسه آقا احسان سنگ تموم گذاشتیم و تا تونستیم واسش سوغاتی خریدیم. فقط لباساش ۱۰ دست شد و حالا هر روز یکی رو تنش می کنیم. تازه یه لباس عربی هم واسش خریدیم وقتی می پوشه به قول خودش می گه "عبر" شدم یعنی عرب شدم.![]()
حالا بعدا میام و بیشتر براتون می نویسم فقط یه چیز بگم خیلی دلم واسه مدینه تنگ شده.آره به همین زودی
مدینه صفا بخش جان و دلم
فراغ تو مشکل ترین مشکلم
انشا ا... که سفر آخرمان نباشد و قست و روزی شما هم بشود.
یا حق

