سه شنبه 26 خرداد1388
اما از هرچه بگذریم وقتی قیافه معصوم و دوست داشتنی پسرم گلم آقا احسان رو تو ذهنم میارم همه مشکلاتم رو فراموش می کنم.![]()

و اما از اینها گذشته شیطونی های بیش از حد این پسره داره منو دیوونه می کنه
یه کارایی می کنه و یه حرفایی می زنه که آدم شاخ در میاره هاااااااااااااااااااااااااااا.....
گفته بوده بودم که علاقه شدیدی به پلیس داره............... حالا اخیرا تیپ سرباز می زنه![]()

چند روز پیش رفته بودم فروشگاه زنجیره ای خرید. آقا احسان یه لحظه یه پلیس دید و همان آن اراده کرد که پلیس شود در حالیکه من فراموش کرده بودم لباسها و ادوات مربوطه را به همراه خود بردارم خودتون می توانید تصور کنید که من تا خونه چی کشیدم از دست این گل پسر![]()
حرف زدنش واقعا محشره تقریبا تمام کلمات رو با لحجه شیرین و دوست داشتنی مخصوص به خودش ادا می کنه. اون لحظه هست که ادم می خواد درسته قورتش بده![]()
من دارم می رم تهران واسه امتحانهای پایات ترم. دعا کنید
انشا ا... نتیجه بگیرم و با دست پر گردم.
مواظب نی نی های خوشکلتون باشید. فعلا ![]()

