تبليغاتX
آقا احسان امید زندگی من - شمارش معکوس

یکشنبه 14 مهر1387

شمارش معکوس

سلام سلام سلام. من اومدم در حالیکه گل پسر الان توی مهد با بچه ها در حال بازی کردنه البته یه عادت بد داره اینکه همان لحظه ایی که می پیچیم توی خیابونی که محل مهد هست می زنه زیر گریه

و نمی خواد بره مهد ولی بعد از اینکه من دادمش بغل مربی   (یه مربی خوب و مهربون داره ) و اومدم بیرون آروم می گیره و البته من خیلی دلم براش می سوزه آخه خیلی گناه داره بچه ام

همه خانواده از اینکه آقا احسان ما مهد می ره خوشحالند و بابایی حساس هم روزی چند بار از من می خواد زنگ بزنم  مهد و احوالش رو بپرسم ولی پسر من خوب با بچه ها (علی الخصوص دخترا) جور می شه و بازی می کنه

خبر دیگه اینکه بالاخره پروژه ساخت مسکن در حال اتمامه و شمارش معکوس شروع شده

یادتونه که گفته بودم توی انتخاب مدل پرده و کابینت موندیم .......... و امروز اگه خدا بخواد قراره نصب کابینت شروع بشه و آشپزخانه شکل و شمایل خودش رو بگیره

وای چه کیفی داره. چند روز پیش هم رفتیم خرید واسه خونه جدید: انواع قفل و کلید و دستگیره و ست حمام و دستشویی و آئینه و ...........

و الان دل تو دلم نیست که بدونم پرده هام چه شکلی شدند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا اون دوختی که من می خواستم در اومده یا نه؟

اسباب کشی چی میشه؟؟؟؟

من تا حالا توی عمرم یک دفعه هم اسباب و اثاثیه جابجا نکردم. خدا به دادم برسه با این همه وسیله و این خونه فینگلی

می گن آدم توی اسباب کشی خیلی خسته می شه . البته من منتظر یه خبرم که ممکنه اسباب کشی رو به تعویق بندازه. انشا ا... اگه جور شد به شما هم میگم. ولی فعلا دهنم قرص قرصه

  

نوشته شده توسط مرضیه در 11:38 |  لینک ثابت   •